loading...
رمانک
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
دانلود رمان او مرا کشت 1 297 rokhsha
رمان تخیلی 1 252 nazi85n
دانلود رمان نقاب من 1 323 arsam
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 1 446 piskesvat
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 3 385 mahdeh_1280
کسی رمان روزهای تا ابد بی تو(‌جلد دوم رمان باتوهرگز)‌داره؟ 1 418 sara
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 1 968 sara
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 318 mbm
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 317 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 257 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 200 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 194 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 255 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 398 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 273 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 276 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 390 sara
دانلود رمان زروان 0 229 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 220 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 373 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 235 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 368 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 235 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 207 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 214 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 318 asal
دانلود رمان آشوب 0 232 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 336 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 504 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 466 asal
امیری کد بازدید : 717 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه رمان:

یلدا دختری سی ساله است که به خاطر مانع تراشی عمو و پسرعمویش به دلیل باغ موروثی که به نام یلدا شده هنوز ازدواج نکرده با پدر بیمارش در آپارتمانی کوچک زندگی میکند ، داستان از شبی شروع میشود که یلدا برای گرفتن دارو پدرش مجبور میشود به داروخانه برود که با اتفاق تلخی مواجه میگردد که زندگیش را دستخوش تغییر میکند و مسبب آن کیوان …

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

 

 

امیری کد بازدید : 531 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

قسمتی از رمان :

وفتی به بلندترین نقطه از کوهی که همیشه بدانجا میرفت، رسید. لبخند فاتحانه و زیبایی زد و چند نفس عمیق کشید. بعد روی تخته سنگی نشسته تا ریتم ضربان قلبش به حالت عادی بازگردد . آنگاه با شعفی وصف ناپذیر و نگاهی تحسین آمیز دشتهای فراخ و زمین های وسیع اطراف را از نظر گذراند.

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

 

امیری کد بازدید : 842 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

مقدمه

من را شراره نام نهاده اند … زیرا پدرم اعتقاد داشت با شراره های آتش وجودم در هنگام تولد زندگیش را به آتش کشیده ام … من را شراره صدا زدند خواهر و برادری که مگسان دور شیرینی بودند و هرچه پدر میگفت گوش می نهادند من شراره بودم و آنها برای خاموش کردن شعله های درونم با نفرت و آزارهایشان آبی می شدند بر روی آتش وجودم ….حال مردی میگوید با شراره های عشق شعله کشیدم وجودش رامردی که خود خاکسترم کرد و چیزی از من باقی نگذاشت…

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

 

امیری کد بازدید : 319 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه:

اﻭ ”ﻣــﺮﺩ” ﺍﺳﺖ
خوابش از تو کوتاه‌تر و خواب ابدیش از تو طولانی…آسایش برایش مفهومش آسایش توست، پس صبح تا شب در پی آسایشی است که سهمش را از عشق تو می‌جوید… اگر آن را دریابی! ﺩست،هایش ﺍﺯ ﺗﻮ زبرتر ﻭ ﭘﻬﻦ‌ﺗﺮ ﺍﺳﺖ… تا به حال به دست‌هایش نگاه کرده‌ای؟ هیچ‌گاه بدون خراش و زخم دیده‌ای؟ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺗﻪ ﺭﯾﺸﻰ ﺩﺍﺭﺩ… ﺟـﺎﻯﹺ ﮔﺮﯾــﻪ ﮐﺮﺩﻥ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺳﻔﯿﺪ می‌شود…
ﺍﻭ ﺑﺎ ﻫﻤــﺎﻥ ﺩست‌های ﺯﺑﺮﺵ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ می‌کند…و ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﺻﺎﻑ ﻭ ﻧﺎﻣﻼﯾﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ می‌بوسد ﻭ ﺗﻮ ﺁﺭﺍﻡ میﺸﻮﻯ…به او سخت نگیر! او را خراب نکن!
ﺍﻭ ﺭﺍ “ﻧﺎﻣــــﺮﺩ” ﻧﺨﻮﺍﻥ!

 

ﺁن قدﺭ او را با ﭘﻮﻝ ﻭ ﺛــﺮﻭﺗﺶ اندازه گیری نکن!
کمی بوی تنش عرق‌آلود است طبیعتش این هست؛حواسش به بو نیست؛ فکر نان شب است.
ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧــــﺦ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺪﻭﺯد.
انتظار یک فنجان چای تلخ توقع زیادی نیست!
از هر مرد و نامردی هر چه شنیده و دیده در صندوقچه قلبش پنهان کرده و آمده؛ اگر کم حرف می‌زند نمی‌خواهد کام تو را تلخ کند.
ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺭﻭﺭﺍﺳﺖ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ ﺑﺮﯾﺰد،
آن مردی که صحبتش را می‌کنم، خیلی تنهاتر از زن است!
ﻻﮎ ﺑﻪ ﻧﺎخن‌هایش نمی‌‌زند ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺩﻟﺶ یک ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺪ، ﺩست‌هایش را ﺑﺎﺯ کند، ﻧﺎخن‌هایش را ﻧﮕﺎﻩ کند ﻭ ﺗﻪ ﺩﻟﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺷﺶ ﺑﯿﺎید!
ﻣﺮﺩ نمی‌تواند ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﮔﺮﻓﺖ، به دوستش زنگ بزند، یک دل سیر گریه کند و سبک شود!
ﻣﺮﺩ، ﺩﺭﺩﻫﺎیش را ﺍﺷﮏ نمی‌کند،دانلود رمان جدید

دانلود رمان جدید م مثل مرد
یک ﻭقت‌هایی،
یک ﺟﺎﻫﺎﯾﯽ،
ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ:
“میم” مثل ” مرد “

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

امیری کد بازدید : 398 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه رمان:

آنگاه که در چنگال سرد و حریص مرگ، اسیر میشوی…آنگاه که سیاهی بر وجودت غالب میشود و گمان میکنی راه گریزی نیست…اما ناگاه دستی به سمت تو دراز میشود…

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید



 

 

امیری کد بازدید : 282 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)
امیری کد بازدید : 1371 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

مقدمه رمان :

همه چیز از یک تصادف شروع شد… روزی که لحظات تلخی رو به همراه خود آورد… ولی میارزید به آرزویی که سالها دنبالش باشی ولی بهش نرسی… می ارزید به یک نمایشگاه تابلوهای نقاشی… می ارزید به یک شاهکار… می ارزید به یک عشق… می ارزید به یک زندگی عالی… می ارزید به یک خانواده خوب… می ارزید… شاهکار… شاهکاری که بر تمام تابلوهای جهان شاهی کرد…و به عشق پاک و دست نیافتنی رسید… شاهکار زیبا…

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

 

امیری کد بازدید : 3979 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه :

مهیا به دلیل دوستی با نازنین به راهی کشیده می شود که در شان خودش و پدرِ جانبازش نیست با زخمی شدن شهاب پسر نظامی و مسجدی برای دفاع از مهیا و آشنایی با خانواده مهدوی زندگی مهیا دگرگون می شود…

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

 

امیری کد بازدید : 356 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)
امیری کد بازدید : 240 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه :

رمان ما در مورد دختریست که در سن ۱۶سالگی ازدواج میکنه،تصادف میکنه و حافظشو از دست میده،فرشته نجات زندگیش پیدا میشه همون نیمه گمشده ای که از بچگی داشتید و در اینده بدستش میارین.

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

 

امیری کد بازدید : 233 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

مقدمه:

نترس حوا… سیب را با عشق گاز بزن…آدم بی عشق…لیاقت بهشت را ندارد…

 

قسمتی از متن رمان  :

روی تخت دراز کشیدم و تک تک خاطرات داره یادم میاد…مثل یه فیلم….حتی نمی تونم پلک به هم بزنم …و لورازپام هم دیگه جواب نمیده ..
چقدر زندگی میتونه غافلگیر کننده باشه…درست لحظه ای که فکر میکنی همه چیز بر وفق مرادته روزگار با بازی های جدیدی یه سراغت میاد…
درست همین دیروز بود که مریم رو جلو در دانشگاه دیدم
مریم:نفس،یک دقیقه وایسا کارت دارم
نفس: بله،بفرما منتظرم
مریم:میای امروز بریم خرید
نفس:مریم ما که دو روز پیش خرید بودیم،باز چی میخای بگیری
مریم:نفس اذیت نکن دیگه،خب عروسی پسرعمومه باید لباس بگیرم دیشب مامانم بهم گفت حالا بیا بریم نه نیار
نفس:بزار ببینم چی می شه خبرت میکنم،فعلا خداحافظ
مریم:خداحافظ دوست گلم،منتظر خبرتم،یادت نره
نفس:امروز خیلی خسته شدم از صبح دانشگاه بودم همین که رسیدم به ماشین یه موسیقی گزاشتم که ذهنم از دست کارای مریم آروم شه
بارون داره هدر می شه بیا با من قدم بزن
دلم داره پر می زنه واسه تو قدم زدن
وقتی هوا بارونیه دلم برات تنگ میشه باز
نمیدونی تو این هوا چشات چه خوش رنگ میشه باز

بارون هواتو داره،رنگ چشاتو داره قدم زدن تو بارون با تو چه حالی داره
همزمان با تموم شدن آهنگ به خونه رسیدم ماشین و پارک کردم و پیاده شدم و رفتم داخل خونه
مامان گلم،عشق من کجایی؟ بیا که دختر ناز وخوشگلت اومد
مامان:چیه باز خونه رو گذاشتی رو سرت،تونمیتونی یک دقیقه ساکت باشی
نفس:وا مامان من به این ساکتی و خانومی
مامان:تو گفتی ومن باور کردم
بابا:سلام دختر بابا باز که داری این عشق منو اذیت میکنی

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

 

 

امیری کد بازدید : 323 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه

درباره دختر پلیسیست به نام ترگل..که در تکاپو رفتن به ماموریتی به سمت دبی است.. اما در عملیاتی جدید و غیر منتظره و برخلاف انتظارش شکار عملیات می شود و زندگی اش عوض می شود.. و رئیس بزرگترین باند قاچاق دختر زندگی ترگل را نابود می کند.. او در پی تنفر است اما همه چی برخلاف انتظارش عوض می شود..

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

امیری کد بازدید : 547 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه رمان:

وقتی که بازیچه ام کردی و پسم زدی… وقتی که حرفات و کارات به قلب و جسم و زوحم زخم زد… اشکم که ریخت… دلم که شکست…رفتم، ولی… ترس از نگاه هایی که روم خیره شه… انگشت هایی که به سمتم نشونه بره… حرفهایی که با بیرحمی قضاوتم کنه… نگاه رنجیده و نگران مادرم که روم قفل شد… برگشتم، اما…

 

 


امیری کد بازدید : 693 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه :
روبی و مایکل در ادامه ی ماموریتشان، به شمشیری که میراث سرزمینشان بود، رسیده و با به دست آوردن آن، قدم بزرگی را برای نابودی نارسیسا برمی دارند. اما آیا واقعا همه چیز آنطور پیش می رفت که روبی می خواست؟ آیا سرنوشت می گذارد که او به راحتی راه خود را ادامه دهد؟ نه! سرنوشت هیچ گاه طبق پیش بینی های انسان نبوده و نخواهد بود و او در ادامه مجبور می شود که تک و تنها به راهش ادامه دهد و خیلی زو ناامیدی سراسر زندگی اش را پر می کند، و درست آن موقع است که پیدا می کند، کلبه ای میان جنگل را… کلبه ای که روشن کننده ی ذهن تاریک اوست و….

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

امیری کد بازدید : 239 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

 

خلاصه :

همیشه باید سعی کنیم از سختی ها و مشکلات زندگی پلی بسازیم رو به موفقیت و خوشبختی… آرزو دختریست که در برابر مشکلات زندگی، با تمام قوا می ایستد و با ورود عشق به زندگیش رنگ و لعابی دیگر به آن می بخشد تا اینکه اتفاقاتی مسیر زندگی او را تغییر می دهد و با آنچه هیچگاه انتظارش را نداشته روبرو میشود…

 

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

 

امیری کد بازدید : 251 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه :

  داستان در مورد یه دختر مهربون و مظلوم اما فقیر و بی پول به اسم شهگل ، این دختر به خاطرنبود خانواده پیش یه زن زندگی می کنه ، اما اونقدر مظلوم بوده که نمی تونسته کاری روکه زن میخواد رو انجام بده اما یه روز از روزای خدا……

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

امیری کد بازدید : 1164 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

مقدمه:
کمی داغ دلم تازه می شود… داغ دلی دور … داغ دل یک عرب… بقه این نتیجه رسیدم… هرچه کنیم فرق نمی کنیم… ذات مان تغییر نمی کند… این ماییم… چه بخواهیم چه نخواهیم…​

 

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

 

 

امیری کد بازدید : 217 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

مقدمه
غم یک قلب …خراب است،خراب… ناله من… نوا است،نوا… اگر بشنوی آهنگش را… تا ابد میگویی وصفش را! این جا حرفی از نوشتن نیست!اینجا فقط خرابی های یک قلب است که هیچکسی نمیخواهد پیوندش را!

 

امیری کد بازدید : 346 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه : 

درمورد دختری به نام عسل است که بخاطر شرایط پیش آمده مجبور به ازدواج با فردی که دوست نداره میشود 

 

 

 

قسمتی از متن رمان :

_اخ الهی سنگ قبرتو بشورم صالحی الهی کفنت کنم الهی بری زیر تریلی له شی الهی

سوگل_هوی عسل چه خبرته تو نخوندی به اون بدبخت چکار داری ؟؟

_بره بمیره ندیدی چه سوالای سختی داده بود  فک کنم دو بشم کلا دوتا سوال بیشتر جواب ندادم

خب بزارین یه معرفی توپ کنم من عسل امیریان ۲۱ سالمه دانشجوی معماری دانشگاه تهران
امیری کد بازدید : 196 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

مقدمه :

گاهی ما آدم کوکی های روی این زمین خاکی چیزایی میاد تو ذهنمون و تا وقتی اونا رو ننویسیم اون مشغولی که ذهنمون به وجود آورده از بین نمیره!
گاهی این خود مشغولیا ممکنه فاز ادبی به خودشون بگیرن گاهیم عامیانه!

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

امیری کد بازدید : 237 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

مقدمه:

اگر آسمان چشمان من امشب اشک‌باران است خیالی نیست! اگر فاصله ی بین من و تو به وسعت روزگاران است خیالی نیست! مرا همین بس، که عشقت در چهارچوب ویران وجودم پنهان است… “آذرخشِ آسمانم” باش (عارفه کشیر)

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

امیری کد بازدید : 218 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

مقدمه :
خنده ای بر روی تلخ ها می نشیند بر لبم … خنده ای زندگی بخش و رویایی که … می تواند دلم را آرام کند از زندگی … خنده ای از بهر او

قسمتی از متن :

روزی می شود که گریه خواهی کرد … برای تنهایی … برای او … برای خندیدن های از دست رفته … پس چرا حالا خنده به لب نمی اوریم؟
وقتی یک نفر کل دنیایت شود … آماده از دست دادن دنیایت باش … پس حالا بخند … بگذار عزایت تنها برای او باشد … نه برای رفتنش و نخندیدن هایی … که می توانست باشد

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

امیری کد بازدید : 241 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

مقدمه :

حال قلبم دگر طوفانی نیست … دگر باران ندارم … حال ابری را دارم … که بعض امانش را بریده … بغضم راه نفس کشیدنم را برده … سنگم و سرد … بی تابم و دل شکسته … قلبم دگر طاقت دوری تو را ندارد … حال قلبم دگر طوفانی نیست …دگر باران ندارم​

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

 

امیری کد بازدید : 252 جمعه 30 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه :
قصه دختریه که تو پول غرق نشده دختری که به خاطر مادرش دست از ارزوهاش کشید. مادری که به خاطر دخترش شب و روزش شد کار و کار و کار درباره یه دختره دختری که درد کشید. همون دختری که عزیز کرده پدرش نبود و از سه سالگی سنگ قبر سرد پدرش مرحم درداش بود.
درباره ی مادریه همون مادری که میگن بهشت زیر پاشه. یه پسر پسری که زندگیش خانوادشه پسری که روزگار به کامش خوش نبود. بازی سرنوشت چه تقدیری براشون رقم میزنه؟؟

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

 

امیری کد بازدید : 546 پنجشنبه 29 شهریور 1397 نظرات (0)
خلاصه:
در جنگلی سیاه که سال‌هاست موجوداتش رنگ آفتاب را ندیده و بوی خوش چمن‌زار را نچشیده اند، دختری می‌آید. دختری از جنس شجاعت، برای شکست ملکه‌ای از جنس پلیدی. چه کسی میتواند ملکه پلید را شکست دهد و بر گرگینه ترسناکش غلبه کند؟ خورشید دفن شده را بیرون بکشد و به خانه بازگردد؟ او همان دختر است.

 

 

 

قسمتی از متن رمان :

لبخندم تبدیل به ناراحتی شد. مادر بزرگم پیر بود و تنها توی خونه‌ای بزرگ وسط‌ جنگل زندگی می‌کرد. خونه‌ای که همیشه تاریک بود و مادربزرگ من هم اونقدر ترسو بود که همیشه یک جفت دستکش برق دستش می‌کرد و هر کس غذا را روی اجاق درست نمی‌کرد و همیشه می‌ترسید تا با استفاده از وسایل برقی بمیره. همیشه یا غذاش رو می‌خرید یا غذا را خودش بدون گاز درست می‌کرد. بدتر از همه اینکه گیاه خوار هم بود. من از سبزیجات متنفر بودم ولی حالا تمام تابستون رو مجبور بودم باهاشون سپری کنم. آهی کشیدم و پتو را روی سرم کشیدم و مادرم هم تا دید محکم پتو رو از روم کنار زد.
– بلند شو برو دست و صورتت رو بشور؛ دیرت میشه!
با آه و ناله به سمت دستشویی رفتم. دست و صورتم رو شستم و لباس‌هام رو پوشیدم.
– صبحانه رو خونه مادربزرگ می‌خورم؟

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

امیری کد بازدید : 502 پنجشنبه 29 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه :

دختره فوق العاده شیطونی داریم به اسم الناز ..که سعی در در اوردن حرص پسر عمه اش سیاوش دارد. بخونید ببینید آیا…..به هدفش میرسه یانه.

 

 

 

قسمتی از متن رمان :

توی افکار خودم غرق بودم که یه چیزی فرو شد تو پهلوم ویه متر پریدم هوا برگشتم دیدم نفس بانیش باز نگام میکنه چشم غره ای بهش رفتم وپهلومو ماساژ دادم
وگفتم: نفس تو فقط یه بار دیگه اینطوری یهویی سوسک رسانی کن تامن فرم صورتت رو عوض کنم واون جناب قانون گوربه گوری ات نشناستت.
جناب قانون یه جورایی نامزد نفس بود که بنا به دالیلی نامزدیشون بهم خورده بود و هرچند وقت یک بار همدیگه رو میدیدن ویه گفت وگویی هم باهم داشتن من که خییععلیییی ازش بدم می اومد جناب قانون رو میگم ها….حاال دلیل اینکه بهش میگم جناب قانون اینه که وکیله خیرسرش

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

امیری کد بازدید : 813 پنجشنبه 29 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه :
دختری که بعد از پنج پسر به دنیا می آید .گردن بندی که اسرار زندگی دختر داستان ما است.ماجرا های غم انگیز و هیجانی را پشت سر میگذارد.دختر یاد میگیرد چگونه عشق بورزد ، چگونه محبت کند ،چگونه بخشنده باشد.

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

امیری کد بازدید : 205 پنجشنبه 29 شهریور 1397 نظرات (0)

مقدمه :

سکوت خواهم کرد … اشک هایم را در سکوتی سنگین رها خواهم کرد … و نفرینی را نثار جان کسانی خواهم کرد … که روحم را گرفتند … فراموش خواهم کرد کسانی را که مرا از خودم گرفتند و من شدم دختری از جنس تاریکی ها … سکوت خواهم کرد در برابر عربده هایی که از سر حسرت و طمع بر سرم زده شد … سکوت خواهم کرد تا خدایم برگردد و جواب این ظلمت ها را بدهد …سکوت خواهم کرد تا لحظه مرگ تا اوج دوری … گرچه من سال هاست نقاب شادی بر صورتم زده ام ! ای غم

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید


امیری کد بازدید : 373 پنجشنبه 29 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه :
هفت خان رستمی تکرار شده در کتابی جادویی و قانونی برای منع احساسی حتمی پسرکی مجازات شده برای عشق. حالا این پسرک برای عشقش مبارزه می‌کند.

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

امیری کد بازدید : 176 پنجشنبه 29 شهریور 1397 نظرات (0)

مقدمه :
من هنوز هم برای تو مینویسم ، از بهر تو‌مینویسم….من ، تماما تو را توصیف میکنم! و تو نمیدانی با هر کلمه ، چه بر سرم می آید” برای نفس کشیدنم دست و پا میزنم ، جایی درست میان خاطرات!

 

 

 

قسمتی از متن :

من ، اَبد و یک روز محکومم به دوست داشتنت! فرقی ندارد که تو بدانی و مرا نخواهی، یا بی تفاوتیت که جان از تنم میبرد نصیبم شود! این اَبد و یک روز هیچ وقت عفو نمیخورد!

***

اتفاقی که نیوفتاده!
فقط تو آمدی ، به من عشق دادی ، مرا دلباخته ی خودت کردی ، دیوانه و مجنون خودت کردی و درست در اوج داستانمان رفتی!
و بعد از آن ، من ماندم و یک دنیا خاطره ، یک بغل بغض، و یک بالشت که هرشب خیس میشود با هر قطره خاطرات…
اتفاقی که نیوفتاده! 
فقط شده ای نقش اول تمام داستان های عاشقانه دخترکم ؛ و او هنوز هم تو را مردی که رفت میشناسد!

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

تعداد صفحات : 8

درباره ما
Profile Pic
سایت رمانک سایتی برای دانلود رمان جدیترین رمان ها برای موبایل و تبلت و کامپیوتر، رمان آنلاین ، داستان کوتاه دانلود کتاب و جدیدترین مطالب روز دنیا میباشد
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 218
  • کل نظرات : 3
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1074
  • آی پی امروز : 58
  • آی پی دیروز : 88
  • بازدید امروز : 235
  • باردید دیروز : 401
  • گوگل امروز : 10
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 848
  • بازدید ماه : 2,651
  • بازدید سال : 24,338
  • بازدید کلی : 577,935
  • کدهای اختصاصی