loading...
رمانک
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
دانلود رمان او مرا کشت 1 296 rokhsha
رمان تخیلی 1 250 nazi85n
دانلود رمان نقاب من 1 322 arsam
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 1 445 piskesvat
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 3 383 mahdeh_1280
کسی رمان روزهای تا ابد بی تو(‌جلد دوم رمان باتوهرگز)‌داره؟ 1 417 sara
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 1 966 sara
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 317 mbm
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 315 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 256 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 199 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 192 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 253 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 397 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 271 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 275 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 389 sara
دانلود رمان زروان 0 228 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 218 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 372 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 234 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 366 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 234 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 205 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 212 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 317 asal
دانلود رمان آشوب 0 231 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 334 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 502 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 464 asal
امیری کد بازدید : 1259 یکشنبه 01 مهر 1397 نظرات (0)

خلاصه ی داستان :
صهبا عظیمی مهر ، صیغه و زن دوم امیر حسام صالحی است . مردی که عاشقانه دوستش دارد . بعد از شش ماه شرایط به هم می ریزد . زن اول امیر حسام حامله می شود و صهبا مجبور می شود از امیر حسام جدا شود …………قشنگه…پایان خوش

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

امیری کد بازدید : 482 یکشنبه 01 مهر 1397 نظرات (0)

خلاصه:

ماجرا درمورد دوتا برادره به اسم سهیل و شاهین که دختری به اسم رز رو مقصر مرگ خواهرشون میدونن و تصمیم به انتقام میگیرن، سهیل به رز نزدیک میشه و تصمیم میگیره باهاش ازدواج کنه ، اما در طول روابطشون رازهایی آشکار میشه و اتفاقاتی میفته که ریشه و اساس این انتقام رو از ابتدا ویران میکنه و….

 

تعداد صفحات پی دی اف:۸۸
تعداد صفحات جاوا:۴۱۲

قسمت دانلود

  • به درخواست نویسنده پاک شد
امیری کد بازدید : 559 یکشنبه 01 مهر 1397 نظرات (0)
 خلاصه:آترینا برقعی بعد از چند سال به ایران برمی‌گرده و پیش دو تا برادرهاش زندگی می‌کنه. .. توی مدتی که ایران زندگی می،کنه با اتفاقاتی روبه‌رو میشه که براش تازگی داره…

 

چند تا رمان خوب که در حال تایپ هستن اوردم بخونید لذت ببرید

رمان اسارت نگاه | روشنک.ا کاربر انجمن یک رمان

رمان فراموشی مادربزرگ | روشنک.ا کاربر انجمن یک رمان

رمان طلسم موروثی | ASIL کاربر انجمن یک رمان

مقدمه:
کودک درون من چون، طفلکی
در ميان آرزوهای من است
او چه معصوم و چه ساده، خفته است
او که از من، او که دائم، با من است
عشق را، در آن دل پاک ديده‌ای؟
او به مانند مَهی در آسمان
چون ستاره، چون همان رنگین‌کمان
تک نواز ساز زيبای من است
چون قناری، کز قفس آزاد شد
می‌پرد بر بام هر کاشانه‌ای
عقل بر او داد و بيداد می‌کند
تو همان کودکِ خامِ خفته‌ای
عقل با او، در کشمکش، در قهر و کین
ساليان سال، دعوا می‌کند
که چرا بهار خويشتن را
از همان نو قصه‌ها، پر می‌کند
عقل!
ای حاکمِ این تن قفسم!
عاقلان روزگار را ديده‌ای؟
به چه سخت گرفته‌ای، اينک بگو
ظالمان روزگار را ديده‌ای؟
اين همه عقل و بدن رشد يافتند
جز دلی، جز سنگ‌ها بیافتند؟
من که اکنون در درونم خفته‌ام
دلم آبی ست، نگاهم چمن است
مگر اين است که دلی شاد باشد
همه تن سالم و زيبا نظر است

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

امیری کد بازدید : 636 پنجشنبه 29 شهریور 1397 نظرات (0)

 

 

خلاصه رمان :

ماجرای دو دانشجوی هنر که از همان اولین دیدار با یکدیگر به مشکل بر می خورن و دعوا درگیری هاشون راه جدیدی در زندگی براشون باز می کنه

ژانر : رمان عاشقانه (دانلود رمان عاشقانه)

 

 

 

قسمتی از رمان :

باران همانندِ شلاق روی صورتش تازیانه می زد…
سوگند با تمامِ سرعتی که داشت به سمتِ درِ دانشگاه می دوید!
“وای عجب غلطی کردم ماشین نیاوردما…خیسِ آب شدم”

صدای جیغ مانندی او را متوقف کرد و به عقب برگشت…
-سوگند…چرا شبیهِ موش آب کشیده شدی؟

شانه ایی بالا انداخت و با حالتِ زاری نگاهِ نارگل کرد
-چه می دونم بابا…گفتم اولِ مهرِ هوا بوی خوب میده ماشین نیارم،از کجا می دونستم
قرارِ خداوندِ مهربون از آسمون شلنگ بگیره رومون!

نارگل خندید و سوگند رو به زیرِ چترش هدایت کرد
-خب بابا حالا دیگه به پرو پای خدا نپیچ یهو دیدی زد سوسکمون کردا!از من گفتن

سوگند دستهاش رو زیرِ بغلش برد تا از لرزششون کم شه
-خدای شما با من شوخیش گرفته بعدش تو طرفداریشو می کنی؟
-اِ…مگه تو عاشقِ بارون نبودی؟پس چرا غر می زنی؟

سوگند همونطور که یک قدم به جلو بر می داشت گفت:
-هنوزم هستم…اما نه با مانتوی نازک و بدونِ ماشین

نارگل پاتند کرد به سمتِ درِ ورودی
-حالا برو دعا کن حراست به همین مانتوی نازکت که خیس شده و چسبیده به تنت گیر نده

سوگند با کف دست به پیشونیش زد
-وای نه…فقط همینو کم دارم،یعنی اینا به بلایایِ طبیعی هم گیر میدن؟
نارگل دستش رو کشید و با غیظ نگاهش کرد
-حالا میشه به جای این حرفا بیایی بریم تا از همین جلسه ی اول دیر نرسیم سرِ کلاس؟

سوگند همونجوری که پاهاش رو شلخته وار روی زمین می کشید پوزخندی زد
-نیست ما همیشه سرِ موقع می رسیم کلاس،واسه همین خیلی مهمِ جلسه ی اول دیر نکنم

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 

امیری کد بازدید : 375 پنجشنبه 29 شهریور 1397 نظرات (0)

خلاصه:

دختر ماجرای ما یه دختر فاقد احساساته، یه دختر که بلد نیست بخنده، نمی‌دونه عصبانیت چیه. از غم، نگرانی، کسالت، اضطراب و دوست‌داشتن فقط اسمشون رو بلده. این دختر تو ماجرایی درگیر میشه. ماجرایی که اون رو تو مسیر کینه دیگران قرار میده. انتقام چیز قشنگی نیست؛ اما شاید قربانی انتقام شدن بتونه اون رو به بلوغ عاطفی‌اش برسونه. شاید با محبت دیدن تو لحظات تنهایی‌اش بتونه احساسات رو درک کنه.

ژانر : رمان عاشقانه (دانلود رمان عاشقانه)

 

 

مقدمه:
همیشه همه چیز آن‌طور که می‌خواهیم نیست. گاه زندگی سخت می گیرد.گاه کولاک روزگار قلب را منجمد می‌کند. گاه خطر ها در پیش روی آدمی قرار می،دهد؛ اما زندگی صحنه پیش بینی نشده‌هاست.

گردش زمین، شب و روز را به ارمغان می‌آورد، همچنان که گردش روزگار تلخی و شیرینی‌ها را. تنها چیز مهم این است که آدمی، در رهش برای رسیدن به پروردگارش، هر چه‌قدر دشوار، سرافراز باشد.

 

قسمتی از رمان :

ساعت هشت شب بود و من آروم و صامت یه گوشه نشسته بودم و به جشنی نگاه می‌کردم که توش همه شاد بودن، به جز من. شب شده بود و همه مهمونا داشتن باهم خوش و بش می‌کردن. مهمونی ما پارتی نبود.

برای خاندانی مثل خاندان سماواتی مایه ننگ بود که همچین مهمونی‌هایی بگیرن. بعد اون بحث مامانم به هدفش نرسید و بابام جشن رو به فرداش موکول کرد.
روی یه صندلی نشسته بودم که دیدم مردی حدوداً سی و پنج-شیش ساله و لاغر اما خوشتیپ و خوش قیافه اومد و کنارم نشست. کت شلوار توسی رنگی پوشیده بود و موهای پرپشت و نسبتاً بلندشو با ژل عقب داده بود. پوستش گندمی بود و با لبخند به جلو خیره شد. 


 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

امیری کد بازدید : 378 سه شنبه 27 شهریور 1397 نظرات (0)

دانلود رمان بخار سردبرای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

 

نوشته neghabdare makhfi کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه – پلیسی – کل کل – اجتماعی و بر اساس زندگی واقعی .

خلاصه ی رمان :
روایتی از زندگی واقعی دو دختر .. دو دوست به نام های غزاله و عاطفه

که ناخواسته و یا
از روی سادگی وارد اقیانوس میشوند … اقیانوسی از جنس ترس .. از

جنس مشکلات و سختی ها ..
عاطفه در پی انتقام جویی میرود و غزاله ای که ناجی خود را همراه با

ترس میابد …
دو دوست که از شیطنت چیزی کم ندارند و آیا از این اقیانوس سالم بیرون

میایند ؟؟
روایتی عاشقانه همراه با شیطنت ها و کل کل های دخترونه .. پلیسی و

گاهی تلخ و شاید شما بتونین
تمام حس ها رو در این داستان تجربه کنید … داستانی متفاوت از عشقی

متفاوت و جاودانه … پایان خوش

 

قسمتی از رمان :
با پشت دستم اشکام رو پاک کردم تو یه لحظه بلند شدم و دوییدم

.نمیدونستم کجا فقط دوییدم .
نفسم که تنگ شد ایستادم و به پشت سرم نگاه کردم . کسی نبود .
بین درخت ها نشستم .از این تنهایی دلم ریخت… خودم رو عقب کشیدم و

به تنه ی درخت تکیه دادم .
پاهام رو تو شکمم جمع کردم . از ترس دست هام میلرزید . سرم رو روی زانوم گذاشتم و بغضم رو خوردم .
فکرم رفت سمت حرف های بهرام … هنوز باورم نمیشد چی شنیدم .
همیشه آرزوی شنیدن این حرف ها رو داشتم . همیشه توهمم این روز بود ولی …
جانم بود گره ی ابروهای مرد …

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید

امیری کد بازدید : 236 شنبه 24 شهریور 1397 نظرات (0)

 

خلاصه رمان :
مريم يا به قول دوستاش، ماريا، یه دانشمند ایرانی مقیم آمریکاست که توی يه پروژه ی تحقيقاتی بزرگ كه به بيمارای مبتلا به ايدز كمک می كنه تا از چنگال ويروس اچ.آی.وی رها بشن، شرکت داره. اوايل همه چی خوب پیش میره ولی… اتفاقی پيش مياد كه تحقيقات رو به هم می‌ريزه. كسی هم نمی‌دونه اين اتفاق از كجا آب می‌خوره و قصد كسی كه خرابكاری كرده از اين كار چی بوده، ولی ماريا يه چيزی رو متوجه میشه. اينكه جون همه، همه ی دنيا، مخصوصا ايرانی ها در خطره! 

 

 

دانلود رمان ویروس مجهول

مقدمه:
دانش برای اینکه خودش رو بین آدما جا کنه، حاضره قربانی بگیره. علم همون طور که خوبه، ویرانگره. پارادوکس ترسناکی از خوبی و بدی!
بستگی به خودت داره چه شکلی ازش استفاده کنی، از وجه خوبش، یا بدش. ولی مطمئن باش از هر وجهش که استفاده کنی، همیشه یه نفر هست که منتظر تو ایستاده تا بعد از انتخاب مسیر خوب یا بدت، سریعا وجهی که استفاده نشده رو در دست بگیره. پس مراقب باش وقتی داری با علمت به مردم خدمت می کنی، کدوم وجهش رو به دست می گیری، و کدوم وجهش رو دیگری به دست می گیره…
***

 

قسمتی از متن رمان :

صدام طنین وار منتشر شد و کل فضای اطرافم رو گرفت، ولی مرد مقابلم هنوزم نفهمیده بود که من هم کنارشم. فضای اونجا نیمه تاریک بود، انگار که کسی یه لامپ ضعیف رو یه گوشه روشن کرده. هر چند اون نور کم این توانایی رو نداشت که شعاع زیادی رو پوشش بده و روشن کنه. چون تنها بودم می‌ترسیدم. یه حسی بهم گفت تا به اون مرد نزدیک بشم، باید می‌فهمیدم اینجا کجاست .دانلود رمان ویروس مجهول

 

 برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو سابت شوید
بعد از عضویت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید

امیری کد بازدید : 6500 پنجشنبه 22 شهریور 1397 نظرات (0)

نام رمان : بازگشت سه تفنگدار
ژانر: کمدی ، عاشقانه ، پلیسی
نویسنده :فاطمه موسوی ( آیدا ) کاربر انجمن یک رمان
زاویه دید : از زبان سه تفنگدار معروف ما
صاحب امتیاز: انجمن یک رمان
جلد : دوم

خلاصه :
سه تفنگدار شیطون رو که یادتونه ؟ همونایی که همه رو دیوونه کرده بودن و تو شیطونی و خرابکاری نظیر نداشتن . حالا این سه تا شیطون بازم به هم رسیدن ، اون هم بعد از ده سال . تو این ده سال خیلی چیزا تو این سه تا فرق کرده . رفتار هاشون ، اخلاقاشون ، کاراشون و … همه فرق کرده اما هنوز هم سه تفنگدارن . سه تفنگدار که قراره ماجراهای عاشقانه و پلیسی رو دنبال کنن .

مقدمه :
تنگ که میگویم …
نه مثل تنگی پیراهن …
دلتنگی من …
شبیه حال نهنگی است …
که به جای اقیانوس …
او را در تنگ ماهی انداخته اند …
دلم برایت تنگ شده است …
این یعنی ریه های من …
دم و باز دم …
نفس های تورا کم آورده اند …
دلم برایت تنگ شده است …​

قسمتی از رمان :

♥آیدا♥
نگاهی به داخل کاپوت انداختم . انگارنه انگار . هیچی نمی فهمم . شانسی دستم رو بردم داخل تا سیمی قطعه ای چیزی رو تکون بدم که با خراشیده شدن مچ دستم جیغم به هوا رفت . دستم رو با شدت از کاپوت بیرون کشیدم و سرم رو بلند کردم اما لبه ی تیز کاپوت محکم خورد پشت گردنم . دیگه اشکم در اومده بود . صدای خندون ارش رو از کنار ماشین شنیدم :
ارش – کمک لازم ندارین خانوم دست و پا چلفتی ؟
من – اشتباه گرفتی . بنده یه پا مکانیکم واسه خودم .
آرش – اِاِاِاِ که اینطور ! پس وایسا تا صبح شاید تونستی درستش کنی .
این و که گفت راه افتاد سمت در سالن . یه نگاه به ماشین دویست و شیش مشکی رنگم انداختم و با قیافه فلک زده گفتم :
من- باشه بابا . بلد نیستم . تورو جون بچه نداشتت بیا درستش کن صبح لازمش دارم .
ایستاد و برگشت سمت ماشین . خودمو کنار کشیدم و جلوی کاپوت ایستاد . ژست کارشناسانه به خودش گرفت و با دقت توش رو برسی کرد . یکم قطعه هارو جا به جا کرد و باهاشون ور رفت تا آخر سر سرش رو بلند کرد و با بی خیالی گفت :
آرش – سنسور دورموتور داغونه . باید ببریمش مکانیکی .
کم مونده بود بشینم زار زار گریه کنم . آخه اینم شانسه که من دارم ؟ با دوتا دست زدم تو سرم و گفتم :

 



 برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو سابت شوید
بعد از عضویت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید

درباره ما
Profile Pic
سایت رمانک سایتی برای دانلود رمان جدیترین رمان ها برای موبایل و تبلت و کامپیوتر، رمان آنلاین ، داستان کوتاه دانلود کتاب و جدیدترین مطالب روز دنیا میباشد
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 218
  • کل نظرات : 3
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 1074
  • آی پی امروز : 53
  • آی پی دیروز : 88
  • بازدید امروز : 145
  • باردید دیروز : 401
  • گوگل امروز : 9
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 758
  • بازدید ماه : 2,561
  • بازدید سال : 24,248
  • بازدید کلی : 577,845
  • کدهای اختصاصی